نمی خواهم از این فوتبال لعنتی بنویسم اما انگار همه خاطره هایم گره خورده به فوتبال. یادم می اید وقتی با گل محمد نصرتی مهمان ضیافت جام جهانی شدیم ویکپارچه در خیابان های شهر کارناوال راه انداختیم.بازار انتخابات داغ بود بیلبوردهای تبلیغاتی صورت هایی راکه با رنگ های پرچم ایران تزئین شده بود را در کنار نام یکی ازکا ندیداها نشان می داد.مردم انگار یکباره عاشق پرچم کشورشان شده بودند!ما شین ها جلوی پای عابران ترمز می کردندوپرچم ایران هدیه می دادنداما روی پرچم ها هم نام یکی از کاندیدها حک شده بود تو پرچم کشورت را تکان می دادی ونام دیگری بالا می رفت.آن شب را خوب به یاد دارم مگر ما چند بار از این جشن هال خیابانی راه انداخته ایم که یادم برود؟شبی که تهران خاموش نشدو نیروی انتظامی کنار مردم ایستاد بدون دخالت در شادی شان .آن روزها اما فرق داشت تنور انتخابات داغ بود یکی وعده تشکیل کمیته حقوق بشر می دادیکی از ماهانه پنجاه هزار تومن برای هر ایرانی .یکی ورود به استادیوم را حق مسلم زنان می دانست ودیگری پول فروش نفت وبیت المال را حق همه می دانست .بازار شعارووعده وعید داغ بودمثل تنور انتخابات.آن روزها را یادم نمی رود و با گذشت یکسال از انتخابات منتظر عملی شدن شعا رها هستم .خوشبختانه ما ملت صبوری هستیم شاید هم کمی خوش خیال!
+ نوشته شده توسط شیما شهرابی در یکشنبه چهارم تیر 1385 و ساعت
2:44 |
