تبليغاتX
سقوط - ایران-آرژانتین-هلند یا ساحل عاج چه فرقی می کند؟
این روزها مدام دلم می خواهد آرژانتینی باشم یا مکزیکی فرق نمی کند دوست دارم پرتغالی باشم یا حتی هلندی فرق نمی کنداصلا" دلم می خواهدهم وطن دکو و فیگو وباشم دوست دارم مارادونا از نزدیک تیم ملی ام را تشویق کند.مارکز برای وطن من بازی کند .دوست دارم وقتی چشمم را می دوزم به صفحه تلویزیون یک طرف چمن سبز مال من باشد.فریاد بزنم و تشویق کنم و تیم من دو ساعت تمام بجنگد دیگر فرق نمی کند که مثل پرتغالی هاآخرش اشک شوق بریزم یا مثل هلندی ها سکوت کنم وبغضم را بخورم وبا حسرت به زمین سبز نگاه کنم.دیگر برایم فرق نمی کند پرچمم چه رنگی باشد .سبزو سفیدو قرمز یا مشکی وقرمز وزردیا آبی ساده .دیگر برایم مهم نیست که کشورم سی وسه پل دارد تخت جمشید دارد و نقش جهان .چه فرقی می کرد اگر حافظ ایرانی نبود .سعدی مولانا یا فردوسی...........

این روزها هیچ کدام از این تمدن وتاریخ را نمی خواهم من فقط یک تیم ملی می خواهم به قدرتمندی آرژانتین به جنگندگی مکزیک به سرسختی ساحل عاج و............

وقتی آرش خوشخو در صفحه "هفت "۴۰چراغ شماره پیش نوشت از این که مکزیکی ها هم بعد از پیروزی ایران جشن گرفتند خوشحال است کلی عصبانی شدم واین نگاه جهان وطنی اش حالم را به هم زد.اماباور کنید این روزها من هم از پیروزی تیمی که تلاش می کند خوشحال می شوم واز شکست تلاش کننده دیگر ناراحت.

فقط این روزهامدام با خودم فکر می کنم کاش هیچ تمدن وتاریخی نداشتیم آنو قت شاید برای این که لا اقل خودمان را مطرح کنیم تلاش میکردیم که  خوب بازی کنیم!

+ نوشته شده توسط شیما شهرابی در دوشنبه پنجم تیر 1385 و ساعت 22:58 |


Powered By
BLOGFA.COM